بديع الزمان فروزانفر

72

شرح مثنوى شريف ( فارسى )

خدا و يا آفريدن طاعت در بنده و بحقيقت ايجاد موافقت است ميان اراده‌ى بنده و قضاى الى و آن چه موجب نيك بختى است در آخرت ، و در عرف ، سازگارى اسباب و وسايل است با مطلوب و دل خواه كسى . ( احياء العلوم ، طبع مصر ، ج 4 ، ص 44 ، 79 ، شرح مواقف ، طبع آستانه ، ج 3 ، ص 135 ، كشاف اصطلاحات الفنون در ذيل . توفيق ) . ادب : رسوم و عاداتى كه رعايت آنها نسبت به چيزى يا شخصى يا جماعتى پسنديده باشد و آن بحسب اقوام و ازمنه و امكنه و به نسبت اشخاص و احوال مختلف مىشود ، حفظ و نگه داشت حد و اندازه چيزى خواه از امور شرعى باشد و خواه نسبت به حق يا خلق ، امرى كه در خور حيثيت و شان كسى است و نيز رعايت آن امر از جهت آن كه مناسب و شايسته است ولى واجب نيست ، روشن پسنديده بطور كلى ، گرد آمدن خصلتهاى خير . ( ترجمه رساله‌ى قشيريه ، انتشارات بنگاه ترجمه و نشر كتاب ، طهران ، ص 487 ، فتوحات مكيه ، طبع مصر ، ج 2 ، ص 633 ، باب 202 ، كشاف اصطلاحات الفنون در ذيل : ادب ) . لطف : نرمى و مهربانى ، فعلى از سوى خدا كه بنده را بطاعت نزديك و از معصيت دور دارد ولى به صورتى كه وى را مجبور و ناچار نگرداند ، هر چه حصول آن سبب شود كه مكلف طاعت خداى را بر گزيند و از معصيت بپرهيزد ، توفيق . ( شرح مواقف ، ج 3 ، ص 135 ، كشاف اصطلاحات الفنون ، محيط المحيط در ذيل : لطف ) . ادب نزد صوفيان يكى از اصول مهم طريقت است و همچنان كه حفظ حدود ظاهر را ضرور مىدانند حفظ باطن از تجاوز حدودى كه ميان سالك و پير يا حق تعالى موجود است ضرورت دارد و مشايخ درين باره سخنان باريك و لطيف گفته‌اند كه حاصل آنها پاك داشتن دل و عدم التفات به غير و رعايت كمال اخلاص است در نيت و قصد ، مولانا نيز درباره‌ى رعايت ادب در مثنوى بارها سخن